تبليغاتX
درخشش ابدی ذهن يك ليمو
درخشـــــش ابدی ذهن يك لـــــيمو
سه شنبه پانزدهم آبان 1386
I Swear

یكی بود، یكی نبود.

یه خاكِ خیلی حاصلخیز بود كه می‌شد هزار جور بذر اصلاح‌شده و اصلاح‌نشده توش كاشت. هزار تا سیلو می‌شد از محصول گندم‌ و یونجه‌ش پُر كرد. هزار تا گاو شیری از نژادهای اصلاح‌شده و اصلاح‌نشده اون دور و بر بودن كه می‌تونستن بیان تو كاه و كُلَش‌هاش بچّرن. هزار تا گوساله‌ی سالم قبراق می‌تونستن زاییده بشن. هزار تا زن با شلیته‌های رنگارنگ و لُپای قرمز و صورت‌های اصلاح‌شده و اصلاح‌نشده می‌‌تونستن بشینن روی چارپايه‌های كوتاه و شیر گاوها رو بدوشن و بریزن تو سطلای فلزی؛ و بعدش هزار تا فرمول اصلاح‌شده و اصلاح‌نشده می‌شد نوشت برای رابطه‌ی بین میزان شیردهی و تعداد بذر پاشیده‌شده در متر مربّع و تعداد دفعه‌هایی كه گاو‌ها در شبانه‌روز دُم‌شون رو با زاویه‌ی 24 درجه نسبت به افق تكون‌تكون می‌دادن.

 

ولی از اون‌جایی كه این قصّه‌ راستِ راست بود و بنابراین غیر از خدا هیچ‌كس نبود، هیچ‌كدوم از این كارها نتونست انجام بشه، و همه‌ش در حدّ تئوری‌های اصلاح‌شده و اصلاح‌نشده‌ی سیكل تكوین و تكامل كائنات باقی موند.